سخنان ناگفته

الاکلنگ
نویسنده : سروش عازمی خواه - ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٩
 

تو با غرور
با هیبت دروغینت
تمام رخوت و سنگینیت را 
به روی الا کلنگ می اندازی
و از سر جهل می خندی
و به پایین می روی
و فکر می کنی بازی را برده ای!

اما
من به بالا پرتاب می شوم
و پرواز می کنم...

۲۶ اسفند ماه ۹۱