سخنان ناگفته

دوستت دارم همین.
نویسنده : سروش عازمی خواه - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸
 

 

دوستت دارم، همین! اعترافی بیش از این؟

رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین

دوستت دارم ! چگونه غرق چشمانت شوم؟

غرق در خورشید پر احساس تابانت شوم؟

دوستت دارم! گناهم عاشقی در کوی توست

من که احساسم همه آواره ابروی توست

عشق بازی های من با خنده هایت دیدنی است

ناز آهنگ نگاهت، میوه های چیدنی است

من به گاه بارش عشق خدایی دیدمت

در پی نمناکی باران دل بوییدمت

دوستت دارم! مرا تا آسمانها می بری

آسمانها هم حقیرند، در جهانها می بری

یادی از لبخند تو کافی است از بهر دلم

نقش یک تندیس می گردد از این آب و گلم

من خیالت را چو برگ گل نوازش می کنم

من وصالت را هزاران بار ، خواهش می کنم

دوستت دارم! مرا سیراب کن سیراب کن

این کویر تشنه را یکباره غرق آب کن

من تو را با رویش گلها فراوان دیده ام

من تو را در نغمه شیرین باران دیده ام

دوستت دارم، کمی دریاب این دلخسته را

این من مست و خراب، این ساغر بشکسته را

دوستت دارم، همین! اعترافی بیش از این؟

رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین!

سروش عازمی خواه