سخنان ناگفته

عاشقانه
نویسنده : سروش عازمی خواه - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٦
 
اقیانوس من
بازگرد و بگو آرام باشم
آرام
بسان خودت
تکیه گاه جزیره ای تنها
همچون رایحه ای از یاسهای باغ کودکی
در دلداری لرز بید...

بازگرد و بگو آرام باشم
آرام
همچون پناهگاه مریم
همچون پدر
چون سایه سار کوه برای کویر

بازگرد اقیانوسم!
تا پلکهایم از تپش بایستد
و مردمکهایم با مردمکهایت بیامیزند

بازگرد و آرامم کن!
اینجا، بی تو غروب ،
اینجا، بی تو غریب ...

تو عزیزم،
تنها تو باید آرامم کنی!

جزیره پناه سروهاست اما
اقیانوس!
جزیره ات پناه می خواهد!

۱۵ خرداد ماه ۹۲