عاشقانه

این بار
چکه چکه لبخندت را
از برم...

کافی است از من بپرسند
باران می شوم...

آری
لحظه لحظه ی تو را حفظ کرده ام
تو نیز لحظه لحظه، مرا حفظ کن...

۴ فروردین ماه ۹۲

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saghi

آری..... تو نیز لحظه لحظه، مرا حفظ کن... خیلی زیبا گفتین[گل]

مهسا

مثل همیشه زیبا[گل]

طاهره

+بسم الله الرحمن الرحیم+به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم...استادم ممنون که هستی....از بودنت امیدم بیشتر میشود...همیشه باش...+1[گل]

مهسا

[گل]

طاهره

...........+1[گل]

طاهره

به نام بی نام او....سلام نازنین استادم....ای کاش هر چه زودتر این انتظار به پایان میرسید...ای کاش دوباره فلان جا...فلان ساعت کلاس عاشقی را بر پا میکردی....و من سرگشته به دنبال گمشده ام می امدم......و تو میگفتی : وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید.... وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید.... وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید... وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم میچشید... من عاشق چشمت شدم. نه عقل بود و نه دلی... چیزی نمیدانم از این دیوانگی و کاهلی... یک آن شد آن عاشق شدن.دنیا همان یک لحظه بود... آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود... وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد.. آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد... من بودم و چشمان تو...نه اتشی و نه گلی... چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی....[گل]

ساقی علی اکبر

لحظه هاتان به اشتراک شکوفا عزیزترین .امید که بیاموزیم بیش...

طاهره

...................+1[گل]

طاهره

....................+1. دعایم کن[گل]

mahsa

salam khubi....... sheratun khub bud......[لبخند]