سی سی یو

جایی میان ماندن و رفتن
جایی برای تنفس تنگ
جایی میان درد و سکوت
جایی برای آخرین فرصت
جایی میان اوج و هبوط

گاه اشتیاق یک پرواز،
گاه بیم فراق، گاه امید
گاه بی قراری و گاه آرام
گاه یک نفس، یک تمدید...

گاهی حیاتی دوباره
فرصت برای بخشایش
گاهی زمان رهایی،
گاهی زمان آرامش ...

جایی برای بخشایش
جایی برای مرور
جایی برای تشکر
جایی برای عبور ...

جایی میان ماندن و رفتن
جایی برای تنفس تنگ ...

۹ بهمن ماه ۹۱

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساقی علی اکبر

ایستاده کامل بود باغبان شاخه در آغوش ِخاکم داده او ریشه هامان فرو درهم؛ وهمِ زاغان که در گِل مانده او! گُل داده یاس رو به آفتاب عطرش نویداینکه دل داده او

طاهره

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++[گل]+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

طاهره

به نام بی نام او......زیبا آموزگار عشق سلام.....نمی دانم چگونه این تحول عظیمی را که با تاثیر کلام روح القدوسیت بر لوح جسم وجانم ایجاد کردی را توصیف کنم.....چگونه بگویم که فهمیدم آنچه را که باید میفهمیدم.....چه زیبا از کتاب نظر بازی تدریس کردی و چه حیرت آور روح تشنه ام سیراب می گشت......از کوچکترین ذره ی اتم آغاز کردی وبه حرکت درآمدی وبا رقص، چرخه ی وجودم رابا زمان همفاز کردی.....به من فهماندی که گذشته و آینده ام را به او بسپارم وبا حال باشم تا با نعمت آگاهی واشراق سهیم شوم. ....تو به من فهماندی که با ساده شدن کودکانه ملکوت آسمانها و زمین را درمیابم......فهمیدم که خود جان جهانم..........................................اکنون دعایم کن[گل]

ساقی علی اکبر

بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

ساقی علی اکبر

روان عاطفی انسان سالم از نگاه نرم افزار وجود: مهمترین ویژگی این انسان که احساساتی هدفمند را آشکار می کند. در نتیجه آشکار سازی این عواطف معنایی متفاوت را شکوفا می کند که خاصیتی انحصار طلبانه ندارد. عطف به بیرون است.

طاهره

[گل]++++++++1

آرش گلزادی

درود بر تو...

ملکوت

سلام استاد.ببخش که مدتی ازتون بیخبر بودم.می نابی براتون میگذارم که به تازگی اومده : در بهاری که گل و نرگس و ریحان آید یار ما از سفر دور و دراز باز آید بوی مشک ختن و عنبر وسنبل به ره است این چه بادیست که ز آن بوی محمد آید شاد باد آن دم فرخنده صبحی که در آن آن سفر کرده نگارم به برم باز آید ای که در پرده زنی ساز و نوای مستی برفکن پرده کز آن چهره عیان می آید بر دل حلقه عشاق بشارت بادا ساربان حرمش بهر هدایت آید به امید آن روز در پناه حق باشید

طاهره

[گل]

مهسا

[گل] حیف باشد از او غیر از تمنایی استاد عزیزم زیبا مثل همیشه[لبخند]