دعا می کنم ....

در تاریکی دلهای بیمار این زمان،

نامت بر آسمان دلم شانه می زند

موی پریشان نگاه منتظرم را

دستان آتشین خیال تو،

گرم می کند به خلوت کوره راه انتظارم

تهی دستان سرد دلم را...

آنقدر در برگ برگ کتاب گنگ خیالم

پرسه می زنم

و جست و جویت می کنم

ای شیرین ترین خاطره ی عشق؛

تا تو بیایی

و تو خواهی آمد،

روزی بسیار نزدیک...

و قدمهایم از تکرار رفت و آمد این اتاق خالی

                          آرام می گیرد...                            

و آن هنگام که بیایی

به یاد خواهم آورد

تپش مردمک چشم پدرانم را

در تمنای بهار سرسبز نگاهت

آشنای من!

وقتی که آمدی تا بمانی،

دعا می کنم دعایم کنی بمانم...

در سیاهی بی تفاوت نگاه ها

دعایم کنی اجاق نگاهم

سردی روزمرگی ها را نچشد؛

و بمانم

دعایم کنی قدمهایم سست نشود

از تکرار خالی اتاق...

خواب نمانم در صبح گاه بیداری سلام؛

دستانم نلرزد از عهدی که

با دستهای تو می بندد...

و بمانم

چلچله ی عاشق دلم

مأوا را مزه خواهد کرد

در امنیت حضورت

ای باغبان کویر خشک دل من!

این تو و کویر سابقه ام،

این من و گلستان باغبانی معجزه ات...

دعا می کنم دعایم کنی بمانم؛

و آشتی را با قدمهایم بیاموزم؛

 همراه ماندن را به آسانی همراه شدن نقاشی کنم

و بمانم

واژه هایم چه ساده، سخت می شود

از آن هنگام که سخت،

سادگیت را یافته ام

یار دیرین من!

دعایم کن بمانم!

همین خواهش،

پایان کتابچه ی تمنای دل من است

ای طلایی ترین مفهوم عشق...

"یک جلوه انتظار تو از خاطرم گذشت

 آیینه می دمد ز سراپای من هنوز"

 

سروش عازمی خواه 

  

/ 37 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Elham pezeshki

Das ist ja wünderschön. Danke dir und Viel Erfolg +1

فاطمه ملائی

اگر تمام امیدهایم به ناگاه بی امید شد اگر میرفت تا بی نور شوم ندای شیوایت شیونم را اشکی آرام کردوامید در درون جان خسته ام شعله کشید.پس دعایم کن تا بمانم همین خواهش .

وحيد عاليپور

سلام دكتر. دكتر عاليپور هستم. لطفا به من ايميل بزيند. هيچ شماره و ايميلي تز شما گير نياوردم. كار واجبي دارم. موفق باشيد

ف.آ

بسیارزیبابود...ممنون

س‍پیده

دعا می کنم دعایم کنی بمانم... مثل همیشه بسیار زیبا ...[گل]

فاطمه قدیمی

"دعایم کنی قدمهایم سست نشود از تکرار خالی اتاق... خواب نمانم در صبح گاه بیداری سلام؛ دستانم نلرزد از عهدی که با دستهای تو می بندد... و بمانم" استاد جان خیلی زیبا بود[گل]

shadi

خیلی خوب بود خیلی خوب امید وارم منم بمونم ممنون.

اراده

دیرگاهیست ایینه زدوده ام ودر انتظار که جلوه از اوببینم دیرگاهیست که حلقه های اشک هر ان میایید ومن انرا جمع میکنم درگوشه ی چشمانم من او را میخواهم بی بهانه مزرع سبز فلک دیدم وداس مه نو یادم از کشته خویش امد وهنگام درو ......

فاطمه

سلام ای تویی که دیدی وباز در انتظاری من چه گویم و چگونه گریم که سالها ندیده ام ودر انتظار به سر میبرم در انتظار امیدی به سر میبرم که خواهم دیدوکتابچه ی تمنای دلم پس از پایان به شروعی تازه پیوند خواهد خورد "بر تو رسیدم " آری دوستت دارم ای زیبای من آری تو همان سکوتی هستی که بلندترین آواز از دل همان سکوتی تو آن نقطه ی آغازی که در پایان شروع میشود با تو به اوج رسیدم در حضیض ترین حضیض با تو پرواز کردم زمانیکه بالهایم پرپر گشت برایت سرودم آن موقعی که حنجره ام خموش گشت با تو رقصیدم آنزمان که سازم شکست ودر بی سازی گریستم بر تو رسیدم زمانیکه بر قله ی فقر پا نهادم درنیستی با تو هست شدم با تو ماندم آنزمانی که همه خواستارم شدندبرای شنیدن یک دم نفسم آری زیبایم اینچنین بود قصه ی"فاطمه" [گل]

استاد عاضمی خواه امیدوارم شما و اخوی محترم سلامت و مثل همیشه با نشاط و شاد باشید این شعرتان واقعا من رو متاثر کرد انگار تو دل من نوشته شده وعجیب با هاش احساس یگانگی میکنم.سخن کز دل براید لاجرم بر دل نشیند.زنده و سالم باشید خداوند استاد عزیزمون رو نگهدار باشه و برایتان بهتریتها را ارزو دارم +1.همیشه پشت ستان قدم در جای پای استاد و شما میگذاریم و یقین داریم این راه سعادت بشر است.خداوند جافظ و ناصر همه اهل معرفت و رهجویان راهش بوده و خواهد بود.